هم اکنون عضو کانال تلگرام بازخبر شوید
مشکلات بیماران روانی و اعصاب در بندرعباس / دایره تی وی روحانی در تماس با مقام حماس: مقابل حرکت ترامپ بایستید امیری : کیفیت پایانه مسافربری شهر بندرعباس باید در اولویت قرار گیرد/ در خصوص بازار ماهی فروشان بندرعباس تابع نظر کارشناسی نهادهای متولی در این امر هستیم. متلک انداختن خیابونی و شماره دادن ! / دایره تی وی

تحلیلی بر «بست نشینی» نزدیکان احمدی‌نژاد

« زیر سوال بردن عدالت قوه قضائیه، فقط ایجاد تصویر فاقد عدالت از یک قوه نیست؛ بلکه ضربه ای به تصویر عدالت طلبانه نظام اسلامی تلقی می شود. از این رو واکنش خردمندانه در این موضوع اهمیت زیادی دارد…»

بازخبر /دکتر امیر محبیان با انتشار یادداشتی در روزنامه رسالت به تحلیل پدیده «بست نشینی» پرداخته است.

در این یادداشت می خوانیم:

پدیده های سیاسی عمدتا فراتر از ظواهر آشکار ، حامل منطق وپیام های پنهانی است که به جامعه انتقال می یابد تا برداشت خاصی را القاء و در نهایت کنشی مطلوب طراحان را موجب شود. اخیرا احیاءپدیده بست نشینی توسط رئیس جمهور سابق و بعضی از تیم های سیاسی وی منشاءکنش ها
و واکنش هایی شده است که حدس زده می شود؛ پدیده ای موقتی و منقطع نبوده و تنها حلقه ای از زنجیره اقدامات سیاسی باشد که حداقل تا سال ۱۴۰۰ خورشیدی و انتخابات ریاست جمهوری ادامه یابد. نوشتار حاضر کوشیده است پیام های آشکار و پنهان و منطق عملکردی آن را به اجمال شکافته و بیان دارد.

تاریخچه و منطق “بست نشینی”
بست که در زبان انگلیسی معادل آن Sanctuary ( از ریشه sanctus لاتین به معنای مقدس) است؛ در واقع مکانی است که مصون از تعرض بوده و در سنت مسیحی و قبل از آن هم می توان شواهد روشنی برای آن یافت.عمدتا مکان هایی که برای بست نشینی مورد استفاده قرار می گرفت؛

مکان هایی مقدس مثل مکان های عبادت کلیسا،مساجد،کعبه، مرقدهای امامان و امامزادگان بود ولی بعدها بیوت علما و قصر پادشاهان حتی امکنه نظامی تا حد اسطبل و توپخانه و در عهد قاجار متاسفانه سفارتخانه های بیگانه به عنوان محل بست نشینی مورد استفاده قرار گرفت.

امیر کبیر به دلایل مختلف با این سنت به مبارزه پرداخت که مهمترین آن از میان بردن نقاط فرار از قانون و جلوگیری از سوء استفاده سفارتخانه های بیگانه بود. اما موافقان بست نشینی منطقی داشتند که در مکاتبه میان ناصرالدین شاه و ملاعلی کنی ذکر شده و در بحث ما بسیار قابل استفاده است.

محمدعلی تهرانی (کاتوزیان) در کتاب تاریخ انقلاب مشروطیت ایران حکایتی را بدین شکل نقل می کند:
می‌گویند ناصرالدین شاه که از رواج بست نشینی بیم داشت خطاب به آیت الله ملا علی کنی می‌نویسد: شما که رئیس علما هستید حکم بدهید به رفع بست‌نشینی و آن را مهمل گذارید.

حاج ملا علی در جواب ناصرالدین شاه می نویسد: گمانم این است دولت باب عدالت را باز نماید، تا جمیع ابواب بسته شود. به عبارتی ملاعلی کنی بدرستی بست نشینی را محصول بی قانونی و فقدان عدالت بر می شمرد.

در خاطرت لیدی شیل هم می خوانیم که: “در ایران با اینکه ظاهراً مجموعه ای از قوانین وجود دارد ولی غالباً هیچ یک از آنها به مورد اجرا گذاشته نمی شود، چون عمل ضایع کننده قدرت مثل حب و بغض، تحریکات مختلف، فساد و اعمال نفوذ دائماً در کار است و برای سنجش خوب و بد کارها مصالح گوناگون را به جای قانون مدنظر قرار می دهند، در چنین جامعه ای مسلماً، وجود حق پناهندگی و بست نشینی اجتناب ناپذیر است و می تواند یکی از روش های حفاظت شخصی در برابر نارسایی قانون و جلوگیری از تضییع حق بی گناهان در مقابل حکومت زور و استبداد به حساب بیاید و نتیجه مناسبی را برای بست نشینان به ارمغان بیاورد.”

بست نشینی به مثابه کنش سیاسی
بست نشینی سه نفر از نزدیکان محمود احمدی نژاد در حرم عبدالعظیم حسنی (ع) بازتاب گسترده ای در رسانه ها و افکار عمومی داشت. این اقدام مورد حمایت رئیس جمهور سابق قرار گرفت. حمید بقایی، معاون اجرایی احمدی‌نژاد در دولت دهم، علی اکبر جوانفکر مشاور مطبوعاتی و رسانه‌ای احمدی‌نژاد در دوران تصدی شهرداری تهران و ریاست جمهوری و حبیب الله جزء خراسانی ذیحساب نهاد ریاست جمهوری دولت دهم سه نفری بودند که چهارشنبه بیست و چهارم آبان‌ماه سال جاری بست‌نشینی خود را آغاز کردند.

ساعتی پس از آغاز بست نشینی این افراد محمود احمدی نژاد و اسفندیار رحیم مشایی نیز به آنها پیوستند. احمدی نژاد نطق بسیار تندی کرد و درگیری را شخصی نمود. همچنین در بیانیه دیگر این افراد از رهبر معظم انقلاب خواسته‌اند تا آیت الله محمود هاشمی شاهرودی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام را مامور رسیدگی به ادعاها و اتهامات مربوط به آنها کند. این بست نشینی در فاز نخست به دلیل حملات افرادی به بست نشینان موقتا تعطیل شد.

اهداف بست نشینان از بست نشینی
بست نشینان آشکار و پنهان از این اقدام سیاسی خود اهداف زیر را دنبال می کردند:
۱٫ انفجار بمب خبری و تبدیل شدن به سوژه خبری
۲٫ تبدیل یک پروسه حقوقی به یک پروژه سیاسی
۳٫ نمایش یک چالش حقوقی به یک خصومت شخصی
۴٫ نمایش جریان خود به عنوان جریانی مذهبی با اتکاء به نمادهای مذهبی
(بست نشینی و التجاء به ذوات مقدسه)
۵٫ نمایش تصویری اپوزیسیون گونه و مظلوم از جریان خود جهت جذب نیروهای منتقد
۶٫ نمایش طرف مقابل به مثابه افرادی قدرت طلب و بی اعتنا به
حریم های الهی
۷٫ زیر سوال بردن عدالت گرایی قوه قضائیه
۸٫ کشاندن بحث خود به سطح فراقوه (مجمع تشخیص مصلحت)

تحلیل واکنش طرف مقابل

طرف مقابل یعنی قوه قضائیه کوشید از طریق فیلتر سازی سایت های مرتبط با جریان مذکور یا اعمال فشار بر سایت های حتی نامرتبط عملا فرآیند اطلاع رسانی این جریان را مخدوش ساخته و ارتباط آنها با جامعه را با این منطق که این صرفا فرآیندی حقوقی است؛قطع نماید.

در فاز بعد افرادی شاخص از این جریان(مشایی) را احضار کرده در مسیر تحقیقات حقوقی قرار دهد.نهایتا با جملات افرادی با منشاء نامشخص این بست نشینی موقتا پایان یافت که این اعمال فشار فیزیکی با این که هیچ سندی مبنی بر ارتباط با قوه وجود ندارد؛در زمره واکنش های قوه نگاشته شد.

تحلیل میزان موفقیت پروژه بست نشینی
از لحاظ افکار عمومی و برداشت اولیه سیاسی پروژه بست نشینی به نتایج و اهداف زیر دست یافت:
۱٫ این پروژه در جلب توجه افکار عمومی موفق بود و توانست به سوژه خبری تبدیل شود.
۲٫ این پروژه با توزیع سریع پیام در جوامع مجازی عملا توانست رسانه های مجازی را به مجرای مهم اطلاع رسانی خود تبدیل کرده و واکنش قوه در فیلتر و کنترل رسانه ها بی نتیجه و حتی سقوط در تله طراحی شده بست نشینان بود.

۳٫ پیرامون موفقیت این جریان در تبدیل یک پروسه حقوقی به پروژه سیاسی ارزیابی دقیقی نداریم ولی اثرات منفی این پروژه در وجهه قانون گرای قوه قابل انکار نیست حداقل در بعضی اذهان پرسش هایی را پدیدآورد که سطح پایین توقع بست نشینان را تامین نمود.
۴٫ در تعیین میزان موفقیت شخصی سازی این چالش هم ارزیابی رسمی دقیقی نداریم.اما اثرات منفی این اقدام یعنی تبدیل این پرونده به دعوای شخصی قدرت طلبانه، تیغ دولبه ای است که بست نشینان را هم هدف قرار داد و از نظر مردم، بست نشینان هم افرادی منزه از قدرت طلبی محسوب نشدند.
۵٫ نمایش جریان بست نشینان به عنوانی جریانی مذهبی عملا در افکار عمومی پاسخ لازم را نداده ودر یک برداشت اولیه، جامعه همچنان از بست نشینان
به عنوان جریانی سیاسی که از ابزار مذهبی سود می جویند؛تصویر سازی نموده است.
۶٫ تصویر نمایش اپوزیسیونی از جریان مذکور تلاشی بود که به دلایلی پیچیده جواب نگرفته است. هرچند در این که این جریان در چالش با بخش هایی از حاکمیت افتاده است؛ شکی نیست ولی افکار عمومی در سپهر سیاسی این ژست را بیشتر محصول برون افتادگی از بدنه حاکمیت می داند؛ به عبارتی، جریان احمدی نژاد هنوز از تصویر ایجاد شده از خود در چالش های سیاسی سال ۸۸ خلاص نشده است.
۷٫ میزان موفقیت در ایجاد تصویری قدرت طلب و بی اعتناء به حریم های الهی از طرف مقابل هنوز از لحاظ حرفه ای ارزیابی نشده است ولی اشتباهات قوه در بروز واکنش های خام در مواجهه با این پدیده چند لایه سیاسی ابزار لازم را برای بازی سیاسی بست نشینان فراهم کرده است.
۸٫ زیر سوال بردن عدالت قوه قضائیه و بیان این که این قوه آلت فعل یک جریان سیاسی و بدتر از آن یک خانواده فقط ایجاد تصویر فاقد عدالت از یک قوه نیست؛ بلکه ضربه ای به تصویر عدالت طلبانه نظام اسلامی تلقی می شود. از این رو واکنش خردمندانه در این موضوع اهمیت زیادی دارد.

راهکارهای پیشنهادی برای مدیریت پدیده
۱٫ توجه به منطق سخن ملاعلی کنی در برابر ناصرالدین شاه اهمیت زیادی دارد. هر چه تصویرعادلانه از قوه قضائیه شفاف تر گردد؛ رویکرد به راهکارهای جایگزین نظیر بست نشینی تضعیف خواهد شد.
۲٫ عدالت تنها خصلتی است که شدیدا ماهیت عملی دارد و باید درعمل مشاهده شود ولی داشتن پیوستار رسانه ای برای ایجاد احساس عدالت نیز ضرورت جدی دارد.
۳٫ خطرناک ترین اقدام برای دفاع از وجهه قوه قضائیه ورود به بازی های سیاسی است. بازی های سیاسی ذاتا جهت دار است در حالی که عدالت ماهیتا بی جهت از لحاظ سیاسی و فقط دارای رویکرد حق محور است.
۴٫ کنترل افکار عمومی در راستای تنویر افکار عمومی از راه حذف رسانه ها بدوی ترین روش ممکن است که متاسفانه همچنان به عنوان اولین اقدام به آن دست می یازند.تولید محتوا و مدیریت پیام و نه رسانه و نیز داشتن راهبرد رسانه ای راه چاره است.اولین برداشت از ممنوعیت رسانه در ارسال پیام از منظر افکار عمومی، ایجاد حساسیت و کنجکاوی در افکار عمومی برای دسترسی به پیام و گرفتن این نتیجه است که چون پاسخ موجود نبوده مانع پخش آن می شوند.
۵٫ هر اندازه که اهل سیاست می کوشند که با سیاسی نمایاندن رفتار قوه قضائیه صحت و عادلانه بودن احکام آن را زیر سوال ببرند؛ قوه قضائیه باید در واکنش با تامل عمل کرده و از افتادن در تله سیاسی بازی خودداری نماید. زیرا واکنش سیاسی از سوی قوه قضائیه در هر سطح و مهارتی عملا قوه قضائیه را جهت دار نمایانده و تصویر بی طرفانه آن را مخدوش می نماید. زیرا تصویر مطلوب از قوه قضائیه چیزی جز تصویر یک نهاد کارشناسی نیست که دغدغه ای جز عدالت ندارد. قدرت نظام اسلامی در تثبیت این تصویر اخیر است.

 

پسندیدم(0)نپسندیدم(0)
کلمات کلیدی: ، ، ،

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.